كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

446

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَمَنْ أَظْلَمُ پس كيست ستمكارتر مِمَّنِ افْتَرى از كسى كه افترا كند و بربندد عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خدا دروغى أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ يا تكذيب كند آيتهاى او را و بدان كافر شود إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ به درستى كه نجات نيابند جرم‌كاران يعنى كافران وَ يَعْبُدُونَ و مىپرستند مِنْ دُونِ اللَّهِ بدون خدا ما لا يَضُرُّهُمْ چيزى را كه ضرر نرساند بديشان اگر ترك عبادت او كنند وَ لا يَنْفَعُهُمْ و سود نرساند بديشان اگر همه اوقات به پرستش ايشان صرف نمايند زيرا كه معبود ايشان جماد است و جماد بر ايصال نفع و ضرر قادر نباشد و حال آنكه معبود بايد كه قدرت او بايقاع ثواب و عقاب متعلق بود تا بندگان به اميد جلب نفع و دفع ضرر او را پرستند وَ يَقُولُونَ و مىگويند عبده اصنام هؤُلاءِ اين بتان شُفَعاؤُنا شفيعان مااند عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداى يعنى در امور دنيا ما را شفاعت مىكنند و از خداى تعالى درخواست مىنمايند تا مهمات ما كفايت كنند يا اگر فرضا بعث و حشر باشد چنانچه معتقد مؤمنانست ما را از خداى تعالى درخواست كنند و از عذاب برهانند قُلْ بگو أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ آيا خبر مىكنيد خداى را استفهام توبيخ است بِما لا يَعْلَمُ به آن چيزى كه نمىداند فِي السَّماواتِ در آسمانها وَ لا فِي الْأَرْضِ و نه در زمين انتفاى علم به جهت انتفاى معلوم است يعنى شما مىگوئيد كه خدا را شريك هست و اثبات شفاعت بتان مىكنيد و خداوند كه عالم است بجميع معلومات اين را نمىداند پس معلوم شد كه شريك نيست و شفاعت نخواهد بود و گويند كه كلمه يعلم صله است معنى آنكه خبر مىكنيد خدا را به چيزى كه در آسمان و زمين نيست يعنى شريك بارى سُبْحانَهُ پاك است خداى وَ تَعالى و برتر است عَمَّا يُشْرِكُونَ از آنچه ايشان شريك او مىدارند وَ ما كانَ النَّاسُ و نبودند آدميان إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً مگر امتى يگانه يعنى متفق بودند بر دين اسلام در زمان آدم ع يا بعد از واقعه طوفان كه جز نوح ع و اصحاب سفينه كسى نبود يا متفق بودند بر كفر در زمان بعثت ابراهيم خليل اللّه ع فَاخْتَلَفُوا پس اختلاف كردند بسبب بعثت رسل يعنى بعضى ايمان آوردند و بعضى بر كفر اصرار ورزيدند يا عرب بر دين اسماعيل ع متحد بودند پس مختلف شدند بسبب عمرو بن لحىّ كه احكام جاهليّت اختراع كرد وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ و اگر نه كلمه است سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ * كه پيشى گرفته است از آفريدگار تو يعنى حكم ازلى واقع شده بتاخير عذابى كه فاضل و فارق باشد ميان محققان مختلفان و اگر نه لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هرآئينه حكم كرده شدى ميان ايشان فِيما فِيهِ در آن چيزى كه ايشان در آن يَخْتَلِفُونَ اختلاف مىكنند يعنى عذاب بيامدى و مبطل هلاك شدى و محق بماندى .